*AsHeGhAnE-عاشقانه*

...بزرگترین و برترین وبلاگ عشقولانه...

تلاش کن

تلاش کن

 

اگه هر چقدر تلاش کردی 

بازم احساس کردی خدا کمکت نمیکنه
 
مطمئن باش خیلی دوست داره


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:23 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
ته خط



بیا تمامش کنیم....


 همه چیز را....

 که نه من سد راه تو باشم و نه تو مجبور به ماندن....

 نگران نباش....


قول میدهم کسی جای تو را نمیگیرد...

 اما فراموشم کن.....

بخند... تو که مقصر نبودی...

 من این بازی را شروع کردم... خودم هم تمامش میکنم...

 میدانی؟؟؟؟؟؟؟؟

 گاهی نرسیدن زیباترین پایان یک عاشقانه است....

 بیا به هم نرسیم...!!!!!


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:20 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
نفس های الوده به بغض

آپلود عکس رایگان و دائمی

 

گفته بودم نفس های من الوده به بغض است


مواظب باش


میخواهی هم نفس شوی ؟


تو به درد من گرفتار نشو


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:19 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
هوسـ شیطنــــــــ ـــــــتـ ـ...

79642627488268125013.jpg

 

گاهیـ  چقدر دلـــ ـــــ ــمـ هوسـ  شیطنــــــــ ـــــــتـ  میکندـ...


از همــــــ ـــــانـ شیطنتـ  هاییـ کهـ

 

 

حــــــــ ـــــــرف تو پشتـ بند آنـ باشد که بگوییـ:

 

 

مگهـ دســ ــــــــ ـــــتمـ بهتـ نرسهـ...


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:18 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
چشمان دلتنگم

 

نگاهم کن که من محتاج آن چشمان دلتنگم

بگو با من دوباره راز مستی را

که بی تو من

به یک دنیا شقایق


دل نمی بندم...


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:17 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
خدا جون...

خـــــــــــدا جــــــــــــــــــونـــــــــــــــ


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:15 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
پرواز عاشقانه

من بهانه میگیرم و تو دهانم را

با یک “بــــــــوســــه” ببند . . .

 

 

تلخ ترین حرف : دوستت دارم اما …

شیرین ترین حرف : … اما دوستت دارم

 

 

آغوشت ٬ علم را زیـر سوال می برد !

آنقدر آرامم میکند

که هیچ مُسکنی جایش را نمی گیرد . . .

 

 

هیچ چیز دلنشین تر از این نیستکه مدام نامت را صدا بزنم

با یک علامت سوال … “؟”

و تو با حوصله جواب بدهی جـــــــــــون ِدلــــم !؟

 

 

این بار میخواهم صدای بوسه هایت را ضبط کنم

دور که میشوی دلم برای مَلچ مُلوچ هایت تنگ میشود . . .

 

 

لبخند هایت وقتی زیباست که می دونم دلیلش خودمم . . .

 

 

دلم تنگ است اما هنوز تو در آن جا می شوی ، چقدر ابعاد بودنت عجیب است !

 


[ پنج‌شنبه 19 دی 1392
] [ 17:12 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
قسمت این بود

قسمت این بود ز عشق تو پریشان باشم
عاشق خسته دل بی سرو سامان باشم
قسمت این بود ز دوری تو من غنچه صفت
همه شب تا به سحر سر به گریبان باشم
روزگاری ست دل افتاده به دریای غمت
من گرفتار در امواج خروشان باشم
اشک از کاسه چشمان ترم می جوشد
تا به کی شاهد شبگریه پنهان باشم
دانی که چرا رفت وچرا اشک دلم ریخت؟!
او رفت و مسافر شد و از عشق گذر کرد
گر اشک به پشت سر او ریخته بر خاک
زینروست که او از من واز عشق حذر کرد
پشت سر او ریخته ام آب به اشکم


[ دوشنبه 16 دی 1392
] [ 10:09 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
ارام نمیگیرد قلبم

 

 

آرام نمیگیرد قلبم اگر نیایی
میمیرد دل عاشقم اگر نمانی
تو خودت میدانی،
میدانی چقدر دوستت دارم و باز هم شعر رفتن را میخوانی
بدجور دلبسته ام به تو ، رحمی کن ، خواهش میکنم از دل بی وفای تو
نمیتوانم لحظه نبودنت را ببینم ، میدانم منتظر این هستی که از درد عشقت بمیرم
دلم میخواهد دوباره دستهای تو را بگیرم و دوباره تمام گلها را برایت بچینم
تنها از تو میخواهم که ، تنها نگذاری مرا
میسازم با بی محبتی هایت ، می مانم با دل بی وفایت، شب و روز را مینشینم به انتظارت
همین که هستی برایم کافیست ، نبودنت باورکردنی نیست ، هیچگاه حتی فکر رفتنت را هم نمیکردم
آرام نمیگیرد قلبم اگر نمانی ، بیش از این عذاب نده قلب عاشقم را
بیش از این نسوزان دل دیوانه ام را
بیش از این مرا در حسرت نگذار ، در حسرت بودنت، یا نه… انتظار زیادی است
در حسرت از دور دیدنت!
آرام نمیگیرد قلبم اگر نباشی ، میمیرد دل عاشقم اگر نیایی، تو خودت میدانی و باز هم مرا درحسرت دیدنت میگذاری…
این رسمش نبود ، چرا مرا عاشق خودت کردی و خودت را رها از عشق؟
چرا دلت را به کسی دیگر دادی و مرا اسیر سرنوشت؟
آرام نمیگیرد قلبم…

با تشکر از دوست عزیزم


[ دوشنبه 16 دی 1392
] [ 10:09 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
چطور می توانیم بشکنیم و بگذریم......



 

دلت اومد عزیزت رو جلوی چشمای من بغل بگیری؟

دلت اومد عهد و پیمونی که بستیم درشون رو گِل بگیری؟!

دلت اومد توی سالگرد تولدم منو تنها بذاری؟

دلت اومد کادوی تولدم برام عزیزت رو بیاری؟

یادته بهم می گفتی تا ابد تا همیشه پیشم می مونی؟

دلت اومد که همین اول راهی غزل خدافظی برام بخونی؟!

یادته قرارمون تو کوچه پشتی کنار اقاقیا بود؟

یادته اقاقیای کوچه پشتی خونۀ گنجشککا بود؟

یادته قرار گذاشتی واسشون غذا بیاری؟

دلت اومد جوجه گنجشکا رو چشم برا بزاری؟!

یادته دفعۀ آخر تو چشام نگا نکردی؟

یادته وقت خداحافظی گفتی هرجا رفتی برمی گردی؟

یادته گفتم بهت من از نگاه تو می خونم؟

دلت اومد خاطراتم رو بدیگری بدی و من ندونم؟!

دلت اومد که به احساسم تو نامه هام بخندی؟!

یادته که نامه هام رو روزی صد دفعه می خوندی؟

یادته نصف شبا زنگ می زدم گریه می کردم؟

یادته بهم می گفتی عزیزم گریه نکن دورت بگردم؟

یادته بهت می گفتم میدونم یه روزی میری؟

یادته بهم می گفتی بدونِ دلم می میری؟

یادته بهت می گفتم دل من هواتو کرده؟

یادته بهم می گفتی عزیز دل منی بهونه گیری؟!

یادته بهت می گفتم با تو بُستان و بهارم؟

دلت اومد دِلِ ساده مثل آب بشه کویری؟!

 


[ دوشنبه 16 دی 1392
] [ 10:07 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]

صفحه قبل1...7891011...41صفحه بعد

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران