*AsHeGhAnE-عاشقانه*

...بزرگترین و برترین وبلاگ عشقولانه...

عاشقانه ها و عارفانه ها

عاشقانه ها 

 

 

بنویس ای سنگتراش عاقبت شدم فداش، بنویس تا بدونه عمرمو دادم براش

 

چقدر سخته*

کسی رو که دوستش داری نتونی بهش بگی که دوستش داری و چقدر بده که کسی تو رو دوست داشته باشه ولی نتونه بهت بگه.

چقدر سخته*

تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زول بزنیو بخندی.

چقدر سخته*

دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یکبار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده.

چقدر سخته*

تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما، وقتی دیدیش هیچی بجز سلام نتونی بگی.

چقدر سخته*

وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه، اما مجبور بشی بخندی تا نفهمه که هنوز دوستش داری.

چقدر سخته*

گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار خودتو بشکنی و اونوقت آروم زیر لب بگی: گلم باغچه ی نو مبارک.

 

تو امتداد بی کسی گریه امونم نمیده، هیچی مثل دیدن تو نفس به جونم نمیده

داستان کوتاه و خواندنی دخترک و عکاسی خدا

داستان های زیبا و خواندنی

 

دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و برمیگشت، با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان ابری بود، دختر بچه طبق معمول همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه افتاد

بعدازظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شدیدی گرفت

مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیلش بدنبال دخترش برود، با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شد و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد، اواسط راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در سمان زده میشد، او می ایستاد، به آسمان نگاه میکرد و لبخند میزد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار میشد. (!)

زمانیکه مادر اتومبیل خود را کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار میکنی؟ چرا همینطور بین راه می ایستی؟

دخترک پاسخ داد: من سعی میکنم صورتم قشنگ بنظر بیایید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس میگیرد!

باشد که خداوند همواره حامی شم بوده و هنگام رویارویی با طوفان های زندگی کنارتان باشد، در طوفانها لبخند را فراموش نکنید. موفق و پاینده باشید*

پیامک های زیبای عاشقانه و عارفانه ی جدید

اس ام اس های عاشقانه و عارفانه ی جدید

 

سلام، خوبی؟ واست یه زحمت داشتم........ از جلوی آینه گذشتی این رفیق مارو هم ببوس!!!

 

خواهش میکنم: بی حوصلگی هایم را ببخش، بداخلاقی هایم را فراموش کن، بی اعتنایی هایم را جدی نگیر، در عوض من هم تو را میبخشمکه مسبب همه ی اینهایی

 

کسی هست آغوشش را، شانه هایش را به من قرض دهد؟ تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ سوال و دلداری و نصیحتی؟

 

زیر سایه بون چشمات تو شبستون نگاهت، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون، میون نامهربونی تا بخویی برات میمیرم

 

بعضی از فرشتها بال دارند و بعضی هاشون ندارند مثل دوست، تقدیم به تو فرشته ی بی بالم که به وجودت می بالم

 

روزهای دور از تو را هرگز نخواهم شمرد، تا همیشه بگویم همین  دیروز بود

 

به اندازه ی چای داغ شب های امتحان دوست دارمت!!!

اما... اضطراب نمیگذارد، نه گرمایت را حس کنم، نه آرامشت را

 

هر وقت کم میآورم میگویم اصلا مهم نیست، اما تو که میدانی نبودنت چقدر برایم مهم است!

 

به خوابهایم سرک نکش وقتی در لحظات بیداری ام حضور نداری!!!

 

در هجوم لحظه های پوچ جدایی، سکوت تنها یادگار با تو بودن است

 

وقتی همه جا برفه و یخه، سر خوردن یه بهونه است تا دستهایی را که دوستش داری محکمتر بگیری ( من این پیامک رو خیلی دوست دارم )

 

خیلی ها میگن دوری و دوستی، ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستی!

 

دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت: او یقینا پی معشوق خودش می آید! ؛ پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود: مطمئنا که پیشمان شده بر میگردد!،..... عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز

اس ام اس های جدید عاشقانه و رمانتیک

 


[ جمعه 01 آذر 1392 ] [ 15:45 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
شعر های زیبا...

--------------------


اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی،
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی… ویکتور هوگو


--------------------


چنان دل کندم از دنیا


که شکلم شکل تنهاییست


ببین مرگ مرا در خود


که مرگ من تماشائیست


مرا در اوج می خواهی


تماشا کن تماشا کن


دروغین بودم از دیروز


مرا امروز حاشا کن


در این دنیا که حتی ابر هم


نمی گرید به حال من


همه از من گریزانند


تو هم بگریز از این تنها


فقط اسمی به جا ماند


ازآن چه بودم و هستم


دلم چون دفترم خالیست


قلم خشکیده در دستم


گره افتاده در کارم


به خود کرده گرفتارم


به جز در خود فرو رفتن


چه راهی پیش رو دارم


رفیقان یک به یک رفتند


مرا با خود رها کردند


همه خود درد من بودند


گمان کردم که همدردند


شگفتا از عزیزانی


که هم آواز من بودند


به سوی اوج ویرانی


پل پرواز من بودند …

 


[ جمعه 01 آذر 1392 ] [ 15:34 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
راز

هر شب یاد میکنم نام تو را 
  در نگاه تاریکیهایم
یاد میکنم عشق را .. عشق تو
  چون تنها تویی در دنیایم
دنیایی که از سنگینی نگاهت برایم ساختی
  ساختی تا همیشه اسیر تو باشم
ساختی تا هر چه می نویسم و می خوانم و میدانم
  تنها اسم تو باشد 
اسمی که بر روی قلبم با مداد آتشین نوشتی
  نوشتی ... که تا ابد عاشق تو باشم
  حال تنها تویی در نگاهم 
  هر چه می نویسم اسم توست
..هر چه می خوانم تنها تویی
  زندگی زیباست 
اما بی تو دیگر زیبایی وجود ندارد
که با آن بتوانم زندگی را طی کنم
  تنها میتوانم بگویم
  بی تو هرگز
چون در رویاهایم تنها تویی

  ...دوستت دارم
دوستت دارم چون دوست داشتم 
  اشکهایت را
که با آنها رودخانه ی عشق را بسازم
  که تا ابد باشد 
  باشد که وقتی که مجنون شدم 
تنها آن بود که من را زندگی میبخشید


[ جمعه 01 آذر 1392 ] [ 15:31 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
چند بیت شعر باحال...

اول چند بیت شعر با حال:

۱:

من حاصل عمر خود ندارم جز غم

                                               ور عشقی ز نیک و بد ندارم جز غم

یک همدم با وفا ندیدم جز درد

                                                یک مونس نامرد ندارم جز غم  .

۲:

خوشا دردی که درمانش تو باشی

                                                     خوشا راهی که پایانش تو باشی

خوشا چشمی که رخسار تو بیند

                                                    خوشا ملکی که سلطانش تو باشی

من به این 2 تا جمله خیلی اعتقاد دارم شما چطور؟

1:

زندگی به دو نیم است نیمه ی اول به انتظار نیمه ی دوم و نیمه ی دوم در حسرت نیمه ی اول.

2:

عشق صدای سازگار است و بلای ماندگار  .

من که عشق خاصی ندارم اینو واسش بفرستم ولی شما اگه دارین حتمآ این کارو بکنین.

به نام آنکه فانوس عشق را در ظلمت قلبم جای داد

سینه ام را می شکافم و با قلمی از اشک و مرکبی از خون برایت می نویسم :

سلام بر تو که لطیف تر از بارانب و سرخ تر ازگلهای محبتی و زیباتر از شاخهسار عشقی.

میخواهم گلی از محبت بچینم و برایت بیاورم و آنگاه بر لبانت که سرخ تر از گلهای سرخ اند بوسه ای از عشق میزنم.

من غم را درسکوت و سکوت را در شب و شب را در بستر و بستر ری بریا اندیشیدن به تو دوست دارم

                                  اگر چشمان من دریاست تویی فانوس شبهایش

                                     اگر حرفی زدم از گل تویی معنا و مفهومش

 حال کن این شعررو :

 

قلم بتراشم از هر استخوانم

                                                   مرکب گیرم از خون رگانم

بگیرم کاغذی از پرده ی دل

                                                  نویسم بر تو دوست مهربانم:

 

                                      درد عشق و عاشقی درمان ندارد

                                      راز عشق و عاشقی پایان ندارد .

 

 اینم آخرین شعر این پست :

باید خریدارم شوی تا من خریدارت شوم

                                                       با جان و دل یارم شوی تا عاشق زارت شوم

من نیستم چون دیگران بازیچه ی بازیگران

                                                       اول به دست آرم تو را بعدآ گرفتارت شوم

 

و اما چند جمله ی زیبا در مورد عشق :

عشق:

تنها مرضی است که بیمار از آن  لذت میبرد.

عشق:

زودتر از نسیمی که بر بوستان میوزد نمود پیدا میکند

عشق:

معمولآ نوعی عذاب دردناک است ولی دور ماندن از ان مرگ است

 

اینم به عنوان حسن ختام چون خیلی دوستتون دارم :

زندگی زیباست نه به زیبایی حقیقت

حقیقت تلخ است نه به تلخی انتظار

انتظار سخت است نه سختی جدایی

امیدوارم که تونسته باشم این دوری طولانی مدت رو براتون جبران کرده باشم


[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 23:34 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
میتــرســم….....
میتــرســم…
کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد
نغمــه ِ دلـت را بشنــود
و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!!
چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت!
ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن

 

http://www.up.98ia.com/images/9em4p73fc33xnhyaph.jpg

 

 

شنيده بودم "پــــا" ، "قــلب دوم" است ...
امّا باور نداشتم ...
تا آن زمان كه فهميدم ...
وقتی دل مانـــدن ندارم ...
پای ایستادن هم نيست ...

[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 23:15 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
عشق یعنی...

**********

عشق یعنی سوختن تا ساختن ،
عشق یعنی عقل و دین را باختن ،
عشق یعنی دل تراشیدن ز گل ،
عشق یعنی گم شدن در باغ دل ،
عشق یعنی تو ملامت کن مرا،
عشق یعنی می ستایم من تو را ،
عشق یعنی در پی تو در به در ،
عشق یعنی یک بیابان درد سر،

.

*******************************


عشق یعنی با تو آغاز سفر ،
عشق یعنی قلبی آماج خطر،
عشق یعنی تو بران از خود مرا ،
عشق یعنی باز می خوانم تو را ،
عشق یعنی بگذری از آبرو ،
عشق یعنی کلبه های آرزو،
عشق یعنی با تو گشتن هم کلام ،
عشق یعنی شاخه ای گل در سبد ،
عشق یعنی دل سپردن تا ابد ،
عشق یعنی سروهای سر بلند ،
عشق یعنی خارها هم گل کنند،
عشق یعنی تو بسوزانی مرا ،
عشق یعنی سایه بانم من تو را ،
عشق یعنی بشکنی قلب مرا ،
عشق یعنی می پرستم من تو را،
عشق یعنی آن نخستین حرفها ،
عشق یعنی در میان برفها ،
عشق یعنی یاد آن روز نخست ،
عشق یعنی هر چه در آن یاد توست ،
عشق یعنی تک درختی در کویر ،
عشق یعنی عاشقانی سر به زیر،
عشق یعنی بگذری از هفت خان ،
عشق یعنی آرش و تیر و کمان …

عشق یعنی بی پروا شدن    سعی از قطره تا دریا شدن

عشق یعنی ۲:

سوختن با درد نسبت داشتن

عشق دریک جمله یعنی انتظار

انتظار روز رجـــعت داشتن

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی در جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشمان تر

عشق یعنی سر به در آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختــن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتـــظار و انتـــظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیـده بر در دوختـن

عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی سوز نی آه شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم و دل برهم زدن

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچومن شیدا شدن

عشق یعنی قلــه و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد ومحنت دردرون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

عشق یعنی جام لبریز از سراب

عشق یعنی تشنگی یعنی سراب

عشق یعنی حسرت شبهای گرم

عشق یعنی یاد یک رویای نرم

عشق یعنی غرقه گشتن در سراب

عشق یعنی حلقه های بی حساب

عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت

عشق یعنی آخــرخط بهـشــت

عشق یعنی گم شدن در لحظه ها

عشق یعنی آبـی بی انتـــها

عشق یعنی زرد تنها و غریب

عشق یعنی سرخی ظاهر فریب

عشق یعنی تکیه بر بازوی باد

عشق یعنی حسرتت پاینده باد

عشق یعنی هرزمان تنها شنیدن نام او

عشق یعنی هرچه گفتن هرچه کردن بهراو


[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 22:28 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
پیامک های عاشقانه...

گهگاهی سفری کن به حوالی دلت

شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد
.
.
.
شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام

گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام
.
.
.
دوست داشتن امروزم ، دنباله ی ستاره ی چشمهایت است

که در آسمان قلبم سالها پیش جا گذاشته بودی !
.
.
گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم

حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم
.
.
.
گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین

من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس
.
.
.
روزهاست از سقف لحظه هایم یاد تو می چکد ، اگر باران بند بیاید از این خانه می روم
.
.
.
در سرزمین خاطره ها آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبتها و دوستیها را بر قلبشان برافراشتند همیشه به یاد می مانند
.
.
.
از درد و دلت فقط درد سهم من شد و دلت سهم دیگری
.
.
.
ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم
.
.
.
زمستان است و هوا پر شده از دوستت دارم هایی که به بادها سپرده ام

کاش پنجره ات باز باشد


[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 22:21 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
❤دلنوشته هایی از جنس تنهایی یه دوست ❤ بلا تکلیف ❤

تا روزی که قسمت دیگری نشوی

این دل وا مانده ی من بلا تکلیف است !

 


[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 15:03 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
فراموشی...

 

فراموشی

 

نمیدونی تو این روزا چقدر از زندگی سیرم

دارم میمیرم از اینکه تو رفتی و نمیمیرم



نمیدونی تو این روزا چقدر یاد ِ تو میفتم

ته ِ دنیام نزدیک ِنگاه کن کی بهت گفتم



کجا باید برم بی تو؟! تویی که قد ِ دنیامی

که هرجایی رو میبینم نبینم پیش ِ چشمامی



برم هرجای ِ این دنیا شبم با بغض دم سازه

آخه هرجا یه چیزی هست منو یاد ِ تو بندازه


[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 14:59 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]
❤ تــــ ـــُـــ ـو ❤ یکی بود یکی نبود ❤

 

ڪلید‌هایم از جیبم مے ‌افتند

ڪیف پولم را گم مے ‌ڪنم

گوشے ‌ام را جا مے ‌گذارم

و عجیب ڪه

{ تــــ ـــُـــ ـو } را

ڪه نیستے

مے ‌برم با خودم

در جیبم

در ڪیفم

در دلــ ـ ـ ـ ـ ـ ـم . . .

 


[ پنج‌شنبه 30 آبان 1392 ] [ 14:55 ] [ sajad faghihnia ] [ ارسال نظر(0) ]

صفحه قبل1...2122232425...41صفحه بعد

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران